چند سال پیش که داشتم از جادهی تاسکولانا به سمت رُم رانندگی میکردم، چشمم به چیزی افتاد که ظاهراً یک کاتدرال گوتیکِ سربرافراشته در زمینی خالی بود. توقف کردم تا از نزدیکتر نگاهی به آن بیندازم، و متوجه شدم درواقع یک نمونک است که ابعادش کاملاً کوچکتر از اندازهی حقیقی است، و با اینکه چیزی بیشتر از یک نمای دوبُعدی است، کاملاً سهبُعدی هم نیست. بعداً فهمیدم ــ همانطور که باید حدس میزدم ــ در چند مایلی استودیوهای چینهچیتا ایستاده …
به خاطر میآورم که چندین سال پیش در هر فرصتی که پیش میآمد دورهم جمع میشدیم تا هرکدام با شور و شوقی وصفناپذیر طرحی را برای ساخت فیلم باهم به اشتراک بگذاریم. اغلب اوقات درباره ایدههای یکدیگر به بحثوجدل مینشستیم و پس از مدتی هم به یک نتیجه مشترک میرسیدیم. طرح پیشنهادی باید به ساخت میانجامید. توافق در مورد اینکه کدام از ما وظیفه کارگردانی را به عهده بگیرد بهسرعت انجام میشد. پس بنابراین انتخاب بازیگران و سایر عوامل هم …
منچستر کنار دریا دنبالهای متأثر کننده اما با جذابیتی کمتر نسبت به بهترین ساخته فیلمساز یعنی مارگارت است، قویی با ظاهری زیبا در برابر جوجه اردک زشت قبلی. لانرگان در فیلم قبلیاش مارگارت هنگامی که کمتر توسط آنچه نظم و قریحه خوب تعریف شده هدایت شده بود در اوج بود اما در فیلم تازه که کنکاشی خوشساخت و بیاشکال از چگونگی گسترش موجی از غم در میان جامعه است، در این مسیر کمی بیش از اندازه نامطمئن گام برمیدارد. درست …
یومیکو (یوکو تسوکاسا) از در خانهای بیرون میآید؛ خانهای که در امتدادش درهای دیگر، همچون سلولهایی انفرادی، ردیف شدهاند. این نمای نخستین ابرهای پراکنده است که در همان بدو امر، فیگور شخصیت محوری فیلم را از یک فضای داخلی بسته به فضای بیرونی هدایت میکند. در ادامه روند فیلم تشخیص این واقعیت دشوار نخواهد بود که فضای بیرونی، تحت سیطره تقدیر و رخدادی سرنوشتساز، سایه سنگین خود را بر زندگی یومیکو خواهد افکند ــ این چیرگی جبر بیرونی و تأثیرش …